چند روز قبل داشتم یه جا یه حکایت میخوندم نوشته بود : روزی در یک مجلس عده ای نشسته بودند و فردی در بالای مجلس روضه میخواند در این جمع دید یک نفر به شدت هر چه تمام گریه میکند رو به مردم کرد و گفت ای مردم ایمان را از او یاد بگیرید که با هر حرفی که من میزنم گریه میکند و از او خواست تا به مردم بگوید چگونه به چنین درجه ای رسیده است! فرد بلند شد و گفت : من نمیدانم چگونه به این درجه رسیدم ! ولی بزی داشتم که مثل شما ریش سرخی داشت و البته مدتی پیش مرد !با هر جمله ای که میگویید و ریشتان تکان میخورد من به یاد او میافتم و زار گریه میکنم!!! این حکایتو نیاوردم که بخوام به کسی توهین کنم یا تیکه بپرونم ! بیشتر واسه این بود تا یه سری چیزا رو بیشتر بفهمم و درکم بره بالاتر! راستش این مدت محرم چند باری که رفتم مجلس دیدم همه دارن گریه میکنن نمیدونم اینا بخاطر امام حسین گریه میکنن یا بخاطر مشکلات زندگی خودشون ! ولی به هر صورت یه جورایی حسودیم میشد که چرا من اینجوری نیستم مگه من کم غم دارم !! چرا گریم نمیاد !!خواستم به غمام گریه کنم گفتم بیخیال! نشستم روز عاشورا رو تو ذهنم ساختم دیدم جدا مردی میخواد آدم اینکارو کنه !! بیاد و پا بذاره رو کل زندگیش فقط به خاطر یه حرف اونم این که زیر بار ظلم نره ... و بخاطر اینکه اسلام از مسیر اصلیش منحرف نشه ..... حالا ما داریم چیکار میکنیم همش گناه همش .......... خدا خودت ببخش و اصلاح کن تصمیم گرفتم از امسال چند تا از عادتای بدم رو هر سال محرم واسه همیشه بذارم کنار!! امسال نوبت دروغ و غیبت بود!! تا ببینیم سال دیگه نوبت چیه اینجوری توی چند سال میشم آدم رویایی خودم!! مگه امام حسین اینا رو نمیخواد ! مگه دین اینا رو نمیگه! مگه امام حسین قیام نکرد که اسلام از مسیر اصلیش کنار نره که به کسی ظلم نشه .... حالا چرا به هر کی ظلم میشه بیشترشون حرف نمیزنن چرا همه ساکت میشن ..... پس شد هر سال باید چند تا ویژگی از ویژگی های امام حسین رو به خودم اضاف کنم و یه سری از بدیامو حذف کنم ........ایشالا میریم ببینیم به کجا میرسیم البته به کمک خودت حسین جون!! یه چیز دیگه که واسم این مدت جالب بود این بود که عزاداریا بعضاشون واقعا جالب بود یعنی من که از بعضاشون گریم میگرفت و از خیلیاشون خنده!! طبلایی که انصافا فقط رستم میتونست ببرتشون و کارشون از گاریم گذشته بود و خیلیا سوار نیسان! بودن!! آمپلی فایر ها و سیستم های صوتی همچی باس میدادن به بعضی از دسته ها که آدم نمیدونست هد بزنه یا سینه!! بعضی از مداحا هم که از گرو ه های هوی متال صداشونو کلفت تر میکردن!! یه صحنه رقابتی شده بود که واقعا......... یه هییت دیدم که اعضاش هر کدوم یه وسیله موسیقی دستشون بود فک کنم مداح نداشت!! 10 تا سنج چند تا طبل کلی از این سنج کوچیکا !!ولی چیز عجیب تر این بود واسم از این بوقها هست تو ورزشگاهها واسه تشویق تیما !! طرف داشت اینا رو میزد!! من آخر نفهمیدم این گروه کنسرت بود یا دسته عزاداری!! ولی با این پیشرفتی که توی دسته ها دیدم مخصوصا اندازه طبلا اگه یه وقت زمان بچه های ما طبل رو با هلکوپتر حمل کنن و یه ربات گنده بیاد طبل بزنه نباید خیلی تعجب کرد!! یکی نیس به اینا بگه خب یه ذره یواش تر ارادتونو به آقا ! ثابت کنین!! تسلیت و شب بخیر!! |