.

خاطرات من


ماورای طبیعت Close
تبلیغات در بلاگ اسکای

8ماه گذشت!!!! چه زود!!

سه شنبه 14 اسفند ماه سال 1386 ساعت 9:13 PM

8 ماه گذشت از جداییمون .... از جدایی من و کسی که واسش میمردم!! یه شبه تصمیم گرفتم همو تنها بذاریم!! هیچ جوری نمیتونستیم از هم دست بکشیم!! تا اینکه شب آخری که زنگ زد من پارک آزادی بودم! دلم خیلی از دنیا پر بود بهش گفتم چقدر دوستم داری ؟ گفت قدری که هر کاری بهم بگی واست انجام میدم!! گفتم اگه دوستم داری دیگه بهم زنگ نزن اس ام اس نده و منم همینکارو میکنم !! عشقمون باعث شد بتوینیم همو فراموش کنیم و گرنه هیچ راه دیگه ی نبود فراموشش کنم ... که البته فراموشش که نکردم تو یادم هنوز زندس!! ولی دارم سعی میکنم عشق رو با نفرت جایگزین کنم بلکه از ذهنمم پاکش کنم ... عشق نرسیدن هست نه رسیدن!! حالا چی شد بعد این همه وقت دوباره ازش نوشتم
!! داشتم نامه هاشو میخوندم !! نامه هایی که واسم مینوشت.... بیخیال!!
*در اقدامی بی سابقه میخوام با دنیای نت و این فضای سایبر!! واسه چند ماه خداحافظی کنم ......
واسه سایت آفتابگردون چند تا مدیر انتخاب میکنم و خودم فعلا میرم .......
احتمالا تابستون بر میگردم و غوغا میکنم با پروژه هام !!
*شیراز چقدر هوا دم عید خوبه!! جای .... خالی
*انتخابات و ..........دیگر هیچ!!!
*دوست داشتم یه سر برم مشهد ولی نشد!!!
*یه تیم طراحی وب و برنامه نویس با یه تیم علمی فعال نیاز دارم !! تا تابستون!!
*خدایا دیگه امسال راحتم کن!!
* شاید بعد از خداحافظی از دنیای 0 و 1 باشگاه بنسازیم رو شروع کنم !!!
*احساس میکنم در حال فورانه !! میخوام استعداما منفجر کنم !! عشقم کامپیوتره میدونم اگه ادامه میدادم یه میل گیلتس!! از کار در میومدم!!
*وای اینجا مینویسم تا تابستون یادم نره !! باید آژاکس رو یاد بگیرم ..... یه کم ربوتیک ....بدنسازی رو تکمیل میکنم تا به یه فیتنس برسم!! وای چقدر دوست داشتم میرفتم توی صنایع موشکی !! خیلی دوست دارم ....
ولی فعلا بیخیال تا 3 ماه دیگه
* سربازیم که کارت معافیتم اومد !! الان میتونم هر جای دنیا برم ولی شیراز رو با هیچ جا عوض نمیکنم!!
فعلا بسه !!